X
تبلیغات
دانلود فیلم | دانلود سریال

دانلود فیلم ایرانی دهلیز با کیفیت DVDRip

Dehliz 1392 DVDRip


دانلود فیلم دهلیز

کارگردان : بهروز شعیبی
کشور : ایران
زبان : فارسی
حجم : MB 350
کیفیت : DVDRip
ژانر : اجتماعی
بازیگران : رضا عطاران ، هانی توسلی ، محمد رضا شیر خانلو ، شاهرخ فروتنیان ، افسانه چهره آزاد ، نگار عابدی و …
خلاصه فیلم : با آمدن درخواست طلاق ، امیر علی بهمراه مادرش شیوا ( هانیه توسلی ) به سوی زندان روانه می شوند و او متوجه می شود که پدرش ( رضا عطاران ) زنده و مبحوس است . پدر امیر علی معلمی است که مرتکب قتل شده است …


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 10:39 توسط besharatezohour |

دانلود فیلم ایرانی داستان عوضی با کیفیت DVDRip
Dastan Avazi 1391 DVDRip
دانلود فیلم ایرانی داستان عوضی
کارگردان : فریدون جیرانی
کشور : ایران
زبان : فارسی
حجم : MB 350
کیفیت : DVDRip
ژانر : طنز
بازیگران : اکبر عبدی ، علیرضا خمسه ، هدایت هاشمی ، نگار عابدی ، نادر سلیمانی ، داریوش کاردان ، گیتی ساعتچی ، احمد ایراندوست و …
خلاصه فیلم : نویسنده داستان‌های تلخ تصمیم می‌گیرد یک داستان با مزه و خنده‌دار بنویسد که خودش درگیر این داستان می‌شود و…


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 1:12 توسط besharatezohour |

دانلود فیلم زبان مادری فیلمی زیبا و احساسی می باشد که دانلود فیلم زبان مادی به شما پیشنهاد می شود.

دوستان از دانلود فیلم پشیمون نمی شید و خلاصه فیلم رو براتون در زیر قرار می دم :

«زبان مادری» برداشت آزاد از یکی از داستان های مثنوی معنوی است و داستان خانواده ای است که شبی می خوابند و صبح که از خواب برمی خیزند زبان آنها تغییر کرده است پدر عربی صحبت می کند مادر اسپانیایی و پسر نیز هندی، دختر خانواده که شب گذشته در منزل عمویش بوده صبح هنگام بازگشت به منزل با تغییر زبان خانواده اش مواجه می شود.


برچسب‌ها: دانلود فیلم, دانلود فیلم خارجی, دانلود فیلم ایرانی, دانلود فیلم جدید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1392ساعت 16:59 توسط besharatezohour |

کارگردان : Lee Daniels

نویسنده : Lee Daniels

بازیگران : Forest Whitaker,Oprah Winfrey,John Cusack

خلاصه داستان : زمانی که سیسیل گینز در کاخ سفید به عنوان پیشخدمت هشت رییس جمهور فعالیت داشت،اتفاقات جنبش حقوق مدنی،جنگ ویتنام و سایر رویداد های مهم زندگی این شخص،خانواده و جامعه آمریکایی را تحت تاثیر قرار داد و ...

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LeeDanielsTheButlerCoverFront.jpg

منتقد:جیمز برادینلی-امتیاز 7.5 از 10 (3 از 4)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LeeDanielsTheButler1.jpgلی دنیلز با فیلم "Lee Daniels' The Butler/پیشخدمت"،توانسته است تصویری از جنبش حقوق مدنی را طوری که فیلم "Forrest Gump/فارست گامپ" سعی در نمایش آن داشت ارائه کند.این شیوه لزوما چیز بدی نیست اما زیادی آن ممکن است باعث حواس پرتی بیننده شود،به خصوص که به داستان اصلی هم خیلی مربوط نباشند.با دیدن تریلر ها و تبلیغات مربوط به فیلم بیننده گمان می کند با نسخه کاخ سفیدی مجموعه "Upstairs,Downstairs/بالا نشینان،پایین نشینان" مواجه است،اما در واقع تمام این ها در فیلم مسائلی فرعی هستند."Lee Daniels' The Butler/پیشخدمت" در مورد تفاوت بین جهان بینی یک پدر و پسر در دهه های پر تلاطم 70،60 و 80 و به تبع آن شکاف رو به گسترش میان آن ها است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LeeDanielsTheButler2.jpgصحنه های ابتدایی فیلم در ایالت های جنوبی در دهه 1920 رخ می دهند،یعنی زمانی پس از برده داری که ذهنیت برده داری هنوز در جریان بود.کارگران مزارع به ظاهر آزاد بودند اما هنوز مثل دوران برده داری بدون حقوق کار می کردند و اربابان مزارع بدون تنبیه جسمی با آن ها بد رفتاری می کردند.سیسیل گینز (که نقش بزرگسالی اش را فارست ویتاکر بازی کرده است) که در مزرعه پنبه کار می کند شاهد کشته شدن پدرش به دست صاحبان مزرعه است.او توسط آنابث وست فال (ونسا ردگریو) که به نوعی نقش رئیس خانواده را دارد،به کار در درون خانه دعوت می شود.چند سال بعد او به هتلی بزرگ می رود تا نقش پیشخدمت را به عهده بگیرد،جایی که اهمیت سکوت و پیش بینی خواسته های مشتریان را متوجه می شود.این امر منجر به پیشنهاد کار در کاخ سفید به او می شود،جایی که او از دوایت آیزنهاور (رابین ویلیامز) گرفته تا رونالد ریگان (آلن ریکمن) به تمام روسای جمهور آمریکا در این دوره خدمت می کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LeeDanielsTheButler3.jpgزندگی سیسیل در خانه مغشوش است.زن دوست داشتنی او،گلوریا (اپرا وینفری) دایم الخمر است و از زمان زیادی که او صرف کار می کند ناراضی است.فرزندش لوییس (دیوید اُیِلُوو) در دانشگاه به فعالیت های مدنی مشغول است.فعالیت های لوییس که عمدتا شامل شرکت در اعتراضات صلح آمیز است،منجر به تهدید شدن و کتک خوردن او توسط گروه کو کلاکس کلن (گروهی بسیار گسترده و ریشه دار در امر نژاد پرستی در آمریکا) و در نهایت زندانی شدن او می شود.بعد از آن لوییس به این نتیجه می رسد که روش انفعالی مارتین لوتر کینگ جواب نمی دهد و در نتیجه فردی افراط گرا شده و با عضو شدن در گروه پلنگ های سیاه به جنبش قدرت سیاه می پیوندد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LeeDanielsTheButler4.jpg"Lee Daniels' The Butler/پیشخدمت" (که به دلایل حقوقی عنوان کامل Lee Daniels' The Butler/پیشخدمت لی دنیلز" به آن اطلاق می شود) تا حدودی از اتفاقات واقعی زندگی پیشخدمت کاخ سفید،یوجین آلن که به هشت رییس جمهور خدمت کرده الهام گرفته شده است.در مصاحبه های صورت گرفته با عوامل فیلم مشخص شده که وقایع تصویر شده در خانه آلن کمی دراماتیک تر شده اند،در حالی که آن چه در کاخ سفید تصویر شده تماما واقعی است.نکته طعنه آمیز این است که صحنه های کاخ سفید از همه صحنه ها کم اثر تر هستند.درخشش فیلم زمانی اتفاق می افتد که فیلم به دیدگاه های واگرا و متفاوت پدر و پسر در مورد نقش سیاهان در جامعه آمریکا می پردازد و نقطه اصطکاک در همین جا پدید می آید.از نظر سیسیل که زندگی ای خدمت کارانه داشته است،راه پیشرفت در زندگی سخت کار کردن و سر به زیر داشتن است؛در حالی که لوییس معتقد به ایستادگی و حل مسائل از این طریق است.به این تضاد که در بسیاری از خانواده ها در دهه 60 و 70 وجود داشت،در سینما زیاد پرداخته نشده بود و دنیلز با پرداختن به آن تلاش کرده به نوعی این کم لطفی ها را جبران کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LeeDanielsTheButler5.jpgانتخاب بازیگر نامناسب،صحنه های کاخ سفید را تحت الشعاع قرار داده است.سه تا از هشت رییس جمهور بازیگر به خصوصی ندارند،به ترومن اشاره ای نشده و فورد و کارتر هم به طور مختصر و تنها در صحنه های اخبار تلوزیونی دیده می شوند.پنج رییس جمهور دیگر توسط بازیگران مطرح به تصویر کشیده شده اند که می شود گفت هیچ کدام موفق نبوده اند.در میان این بازیگران ناموفق لیو شرایبر در نقش لیندن بی جانسون از همه بهتر عمل کرده،با این که او را هم نمی توان بازیگر مناسب برای این نقش دانست؛اما حداقل صحنه مربوط به توالت خیلی خوب در آمده است.جیمز مارسدن در تقلید صدای کندی خوب عمل کرده،اما از نظر فیزیکی به او شبیه نیست.رابین ویلیامز در نقش آیزنهاور و آلن ریکمن در نقش ریگان با آن گریم های مضحک که نتوانسته چهره های واقعیشان را مخفی کند،انتخاب های کاملا اشتباهی بوده اند.بدترین این انتخاب ها جان کیوزک در نقش نیکسون است.او نه از نظر چهره و نه از نظر صدا هیچ شباهتی به نیکسون ندارد و اداهای نصفه و نیمه ای هم که در آورده اصلا قانع کننده نیستند.تمام این ها باعث شده که در صحنه های کاخ سفید بیشتر بازیگران به چشم بیایند تا روسای جمهور.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LeeDanielsTheButler6.jpgانتخاب بازیگران اصلی بر خلاف روسای جمهور بسیار به جا بوده است و از نقش های کوچک و بزرگ آن می توان بازی های خوبی را مشاهده کرد.فارست ویتاکر با وقار بسیار در نقشش فرو رفته و گریم او در زمان پیری بسیار خوب از کار در آمده است. دیوید اُیِلُوو تصویر واقع گرایانه ای از لوییس پر حرارت ارائه داده و می شود خشم او نسبت به جهان و ناامیدی او از انفعال پدرش را به روشنی حس کرد و نامزد شدنش برای جایزه نقش مکمل مرد زیاد دور از ذهن نیست.اپرا وینفری هم علی رغم نقش مختصر و زمان کمی که جلوی دوربین دارد،نمایش خوبی ارائه داده است.او از زمان فیلم اولش،" The Color Purple/به رنگ ارغوان" در سال 1985 تا این زمان چنین ایفای نقش موثری نداشته است.(هر چند نقش های زیادی را هم بازی نکرده است) به عنوان سایر نقش های مکمل قابل توجه می شود از کوبا گودینگ جونیور،لنی کراویتز و ونسا ردگریو نام برد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LeeDanielsTheButler7.jpg"Lee Daniels' The Butler/پیشخدمت" آخرین فیلم در میان فیلم های متعدد سال 2013 است که به موضوع تبعیض نژادی در آمریکا می پردازند."42/42" مثل "Lee Daniels' The Butler/پیشخدمت" با نگاهی تاریخی به این موضوع پرداخته،در حالی که "Fruitvale Station/ایستگاه فروت ویل" آن را با دید معاصر بررسی کرده است.یکی از جاذبه های "Lee Daniels' The Butler/پیشخدمت" مشاهده دگرگونی اوضاع درون کاخ سفید با تغییر روسای جمهور در طی نیمه دوم قرن بیستم است.اما این تنها بخشی از فیلم است و قلب تپنده فیلم در جای دیگری است.جایی خارج از فضای خاص کاخ سفید و در میان خاکریز های تفکیک نژادی (و هم بستگی پس از آن)،جایی که فیلم در آن جان گرفته است.دلیل اصلی برای تماشای فیلم نیز همین است،نه دیدن حضور عجیب و غریب جان کیوزک در نقش ریچارد نیکسون.


برچسب‌ها: دانلود فیلم جدید, دانلود فیلم, دانلود فیلم ایرانی, نقد و بررسی فیلم Lee Daniels, The Butler پیشخدمت لی دنیلز
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 15:22 توسط besharatezohour |

کارگردان : Robert Rodriguez

نویسنده : Kyle Ward

بازیگران : Danny Trejo,Alexa Vega,Mel Gibson

خلاصه داستان : دولت آمریکا ماچته را استخدام می کند و به او ماموریت می دهد تا به مکزیک برود و یک دلال اسلحه که قصد پرتاب سلاحی به فضا را دارد از میان بردارد و ...

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

images/stories/rooz/0804/machete-kills-promo-poster600.jpg

منتقد:جیمز برادینلی-امتیاز 5 از 10 (2 از 4)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/MacheteKills1.jpg"Machete Kills/ماچته می کشد" مثل جوکی می ماند که به دفعات گفته شده باشد.فیلم نمایشی هجو آمیز از فیلم های بد دهه 60 و 70 با حال و هوایی امروزی است و بیش تر شبیه مجموعه ای از نماهای اغراق شده است تا یک فیلم واقعی.صحنه های اوج فیلم ارزشمند هستند اما ارتباط بین این نماها ضعیف است و فیلم خط روایی ندارد.آن هایی که فیلم های هجو آمیز و اغراق شده رودریگز را دوست دارند،از این یکی هم لذت خواهند برد اما شاید بهتر بود "Machete/ماچته" ادامه پیدا نمی کرد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/MacheteKills2.jpg"Machete/ماچته" در ابتدا یک تبلیغ قلابی در فیلم "Grindhouse/گرایند هاوس" بود اما این شخصیت چنان رودریگز را جذب کرد که در نهایت آن را به یک فیلم کامل تبدیل کرد.با نگاهی به گذشته می شود دید که آن تبلیغ قلابی سال 2007 از فیلم کامل سال 2010 جذاب تر بود.بهترین بخش "Machete Kills/ماچته می کشد" تبلیغی قلابی از فیلم سوم در این سری است که ظاهرا "Machete Kills Again…In Space/ماچته دوباره می کشد...در فضا" نام دارد!"Machete Kills/ماچته می کشد" قطعا فیلم بدی است اما فیلم قرار بوده بد باشد.فیلم اول یعنی "Machete/ماچته" فیلمی بود که طرفداران خاصش را پیدا کرد که فیلم را بی نهایت دوست داشتند و "Machete Kills/ماچته می کشد" هم فقط و فقط برای آن ها ساخته شده است.به استثنای کوئنتین تارانتینو هیچ کس در صنعت سینما فیلم های گرایند هاوس (در فرهنگ آمریکایی،گرایند هاوس به سالن هایی نمایشی گفته می شود که فیلم های بنجل درجه دو و کم هزینه با محوریت افراطی خشونت و مسائل جنسی در آن ها پخش می شود) را به خوبی رودریگز نمی شناسد و او در این فیلم حسابی این ژانر را کند و کاو کرده است.او البته بخش هایی از فیلم های قبلی خود مثل "Sin City/شهر گناه" و "Planet Terror/سیاره وحشت" را هم در این فیلم به نحوی مورد استفاده قرار داده است.عاشقان گرایند هاوس از اشاره های موجود در فیلم لذت خواهند برد و سایر مخاطبان هم اشاره به فیلم هایی مثل "Star Wars/جنگ ستارگان" و "/مون رِیکر" را خواهند شناخت.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/MacheteKills3.jpg"Machete Kills/ماچته می کشد" شخصیت اصلی ترش رویش (یک بار دیگر با بازی دنی تریجوی بد اخم که حتی یک بار هم در مقابل دوربین لبخند نمی زند) را به مکزیک می فرستد تا رییس دیوانه یک باند مواد مخدر (دمیَن بیچر که سابقه نامزدی اسکار دارد) به نام مندز را دستگیر کرده و به این سوی مرز یعنی تکزاس بیاورد.ماموریت مورد تایید رئیس جمهور (چارلی شین) و دستیار او،میس سن آنتونیو (امبر هرد) نیز هست.بعدا مشخص می شود که مندز تنها پوششی برای فرد اصلی پشت پرده است،تولید کننده اسلحه ای به نام واز (بازیگر برنده اسکار مل گیبسن) که قصد دارد جنگی هسته ای به راه بیندازد و برای اطمینان از بقای نسل بشر به ایست گاه فضایی شخصی اش پناه ببرد.ماچته در حالی که توسط یک قاتل متغیر الچهره (که نقش آن را در بخش های مختلف کوبا گودینگ جونیور،لیدی گاگا و آنتونیو باندراس با یک لهجه آمریکایی عجیب و غریب به عهده دارند) تحت تعقیب است،با کمک گرفتن از دوست قدیمی اش لز (میشل رودریگرز) هر آن چه در توان دارد انجام می دهد تا نقشه های واز را نقش بر آب کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/MacheteKills4.jpgاگر چه داستان فیلم نسبتا سر راست است (عنوان فیلم خلاصه دو کلمه ای فیلم است!) اما به دلیل پیچ و خم هایی که دارد به شخصه احساس سر در گمی کردم.داستان فرعی قاتل آفتاب پرست (اشاره به تغییر چهره او) غیر ضروری بوده و تنها برای باز کردن پای چند چهره مشهور به فیلم از آن استفاده شده است.بعضا جمله های جالبی از دهان شخصیت های فیلم خارج می شود (مثلا "عینک سه بعدیتو بزن") و نقاط اوج جذابی را هم شاهد هستیم.اما در کل برای زمان 107 دقیقه ای فیلم کافی نیستند و تنها مجموعه ای از صحنه های نفس گیر هستند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/MacheteKills5.jpgدنی تریجو مثل همیشه کاری را انجام می دهد که در آن تبحر دارد،حالت چهره مثل همیشه ثابت و بی تغییر است و جملاتی در مورد کارهایی که دوست ندارد انجام دهد بیان می کند و راه می رود و چپ و راست دست و پای آدم بدها را قطع می کند.شریکش از فیلم اول که نقشش را جسیکا آلبا بازی می کرد دو دقیقه بیش تر در فیلم نیست و سر و کله میشل رودریگز هم دیر پیدا می شود.چارلی شین در نقش رئیس جمهور چند صحنه خنده دار دارد (در عنوان بندی از نام اصلی او استفاده شده:"با معرفی کارلوس استیوز") و دومین عضو از خانواده خود است که نقش رئیس جمهور آمریکا را بازی می کند.در آخر هم به مل گیبسن می رسیم که نقشش را به طرز زیبایی شرورانه ایفا کرده و از این نکته هم نباید غافل شویم که این اولین نقش منفی او بر پرده نقره ای است.او ثابت می کند که هر قدر هم در زندگی شخصی اش مشکل داشته باشد باز هم در مقابل دوربین آن قدر قدرت و جذبه دارد که چشم ها را به خود خیره کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/MacheteKills6.jpgفکر می کنم "Machete Kills Again…In Space/ماچته دوباره می کشد...در فضا" در نهایت ساخته خواهد شد،حداقل به این خاطر که رودریگز قول آن را داده و همکاران و بازیگرانی دارد که از ساخت آن لذت می برند.برای من دیدن همان تبلیغ فیلم کافی بود،زیرا حس می کنم از این سری فیلم به اندازه کافی ساخته شده است.وقتی تارانتینو و رودریگز فیلم "Grindhouse/گرایند هاوس" که ستایشی از سبک گرایند هاوس بود را ساختند فیلمی بسیار جذاب و سرگرم کننده بود.اما این کار بعد از چندین فیلم دیگر تکراری شده است و از طرفی رودریگز هم بهتر از آن است که بخواهد برای بقیه سال های کارش مدام فیلم هایی از این دست بسازد."Machete Kills/ماچته می کشد" طرفدارانش را راضی خواهد کرد ولی برای دیگر مخاطبان فیلم که در انتظار بازگشت دنی تریجو نبودند چیزی بیش از یک فیلم تلویزیونی آخر شب نیست.شاید رودریگز از این موضوع خوشحال هم بشود،زیرا موفقیت این سبک فیلم ها را باید در میان طرفداران پر و پا قرص آن جستجو کرد.


برچسب‌ها: دانلود فیلم جدید, دانلود فیلم, دانلود فیلم ایرانی, نقد و بررسی فیلم Machete Kills, نقد فیلم
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1392ساعت 10:53 توسط besharatezohour |


کارگردان : Rob Epstein,Jeffrey Friedman

نویسنده : Andy Bellin

بازیگران : Amanda Seyfried,James Franco,Peter Sarsgaard

خلاصه داستان : داستان فیلم درباره لیندا لاولیس است،کسی که به اجبار شوهر خود وارد صنعت هرزه نگاری شد و مورد استفاده قرار گرفت،قبل از این که زندگی خود را به دست بگیرد و ...

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/LovelaceCoverFront.jpg

منتقد:جیمز برادینلی-امتیاز 6.3 از 10 (2.5 از 4)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Lovelace1.jpgبه تصویر کشیدن لیندا لاولیس (نام فامیل اصلی او بورمن است) چالش های خاص خود را دارد.مهم ترین این چالش ها این است که هیچ کس،حتی خود لاولیس (که در سال 2002 فوت کرد) دید جامعی از نقاط برجسته زندگی او ندارد.بنابراین برای ساخت فیلمی از زندگی او نیاز به قضاوت در این مورد است که چه کسی را باید باور کرد و چه نکاتی را باید حذف کرد.افراد زیادی داستان لیندا لاولیس را می دانند یا حداقل فکر می کنند که می دانند،اما داستان به این سادگی و سر راستی و آن طور که در برنامه تلویزیونی فیل داناهیو گفته شده نیست.لاولیس چهار زندگی نامه از خودش منتشر کرده که دو تای آن ها در جهت "Pro-Porn/هرزه نگاری" به نام های ("Inside Linda Lovelace And The Intimate Diary Of Linda Lovelace/درون لیندا لاولیس و خاطرات خصوصی لیندا لاولیس") و دو تای دیگر "Anti-Porn/ضد هرزه نگاری" به نام های ("Ordeal And Out Of Bondage/اثبات بی گناهی و رهایی از اسارت") هستند.لاولیس در سال های پیش از مرگش ادعا کرد که دو کتاب اول را همسر آن زمانش،چاک ترینر نوشته و دو تای بعدی خاطرات واقعی او هستند.در گفته های شاهدان عینی هم دو دستگی دیده می شود،عده ای حرفه هرزه نگاری او را مثل کتاب "Inside Linda Lovelace/درون لیندا لاولیس" و عده ای آن را مثل کتاب "Ordeal/اثبات بی گناهی" می دانند و معما دقیقا همین جاست.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Lovelace2.jpgاندی بلین فیلم نامه نویس راهی برای حل این مشکل پیدا کرده است.او در عمل دو فیلم نوشته و سپس آن ها را با هم ترکیب کرده است.اولی روایت زندگی او از 1970 تا 1974 است و بیشتر شبیه "Inside Linda Lovelace/درون لیندا لاولیس" است.سپس او به عقب برگشته و این بار داستان را با دید "Ordeal/اثبات بی گناهی" روایت می کند.اگر چه این کار بسیاری از مشکلات مربوط اختلاف نظرها را حل می کند اما فرصت پرداخت روانی شخصیت اصلی را از فیلم گرفته است.فیلم اغلب شبیه زندگی نامه های تلویزیونی به نظر می رسد که برای جذاب تر شدنش به آن صحنه های جنسی هم اضافه شده است.تمهید نشان دادن وقایع از دو دیدگاه مختلف از عمق شخصیت لیندا کاسته است و چاک ترینر را تبدیل به هیولایی تک بعدی کرده است.در فیلم صحنه های شخصی خوبی هم دیده می شوند که نشان دهنده وجود ظرفیتی دراماتیک در فیلم هستند.یکی از این صحنه ها مکالمه دیر وقت لیندا با پدرش است که در آن لیندا می فهمد پدرش فیلم "Deep Throat/در عمق گلو" از او را دیده است،بازیگران این صحنه آماندا سیفرید و رابرت پاتریک آن قدر خوب بازی کرده اند که با دیدن این صحنه احساسات بیننده جریحه دار می شود.اما شوربختانه بیشتر فیلم و حتی پایان شادش تکراری و آشنا و قابل پیش بینی اند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Lovelace3.jpgنیمه اول "Lovelace/لاولیس" شبیه فیلم "Boogie Nights/شب های پر حرارت" است با این تفاوت که رمق لازم را ندارد،اما دید خوبی که از درون صنعت هرزه نگاری ارائه می دهد و هم چنین بازسازی خوب فضای دهه 70 به آن ارزش بخشیده است.در روایت اول فیلم لیندا (سیفرید) شخصیت شفاف تری دارد و شهوت پرستی دختری معمولی را از خود نشان می دهد.بازسازی های فیلم "Deep Throat/در عمق گلو" خوب انجام شده اند و تعمدا شوخی هایی نیز در آن دیده می شود.هم چنین سر نخ هایی هم وجود دارند،مثل کبودی روی پای لیندا که نشان می دهند اوضاع آن قدر هم که به نظر می رسد مرتب نیست.چاک با بازی پیتر سارزگارد ترکیبی از اغواگری ظاهر سازانه و دیوانگی سلطه طلبانه است.اما در روایت دوم فیلم چاک تبدیل به هیولایی بی وجدان می شود و عمق و پیچیدگی های نیمه اول به کناری نهاده می شوند که این امر برای فیلمی که دوست دارد جدی گرفته شود ایراد بزرگی است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Lovelace4.jpgنباید نواقص این فیلم را به گردن بازیگران آن انداخت.آماندا سیفرید کاملا به نقشش متعهد بوده است.او برهنگی هایی که لازمه این فیلم بوده را ارائه داده و نهایت تلاشش را کرده که فراموش کنیم او از لیندا بسیار جذاب تر است.او در بعضی صحنه ها عالی بازی کرده است ولی در کل مغلوب محدودیت های موجود در فیلم نامه شده است.در روایت دوم فیلم فرصت زیادی به او داده نشده و او کاری جز ناله کردن و برانگیختن ترحم انجام نمی دهد.پیتر سارزگارد هم که در روایت اول در آستانه ارائه یک شخصیت منفی باور پذیر است مجبور می شود کارش را نیمه تمام گذاشته و در غالب شخصیتی اغراق شده و کارتونی فرو برود که این هم یکی دیگر از اشتباهات فیلم به حساب می آید.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Lovelace5.jpgعملکرد شارن استون و رابرت پاتریک در ترسیم چهره پدر و مادر لیندا قابل قبول است و این موضوع به ذهن خطور می کند که روایت داستان از دید آن ها چقدر می توانست به جذابیت فیلم بیفزاید.فیلم های زیادی درباره فراز و فرود ستارگان صنعت هرزه نگاری ساخته شده اند اما تعداد معدودی از آن ها به تاثیر این مسئله روی خانواده های آنان می پردازند،چیزی که در این فیلم دیده می شود اما نه به اندازه کافی.حضور کریس ناث در نقش سرمایه دار دل سوز در صورتی می توانست ارزشمند باشد که صحنه مربوط به سارا جسیکا پارکر از فیلم حذف نمی شد.(صحنه هایی با حضور او فیلم برداری شدند که به فیلم پایانی راه پیدا نکردند) تعدادی بازیگر بزرگ هم در فیلم حضور افتخاری دارند.حضور جیمز فرانکو در نقش هیو هفنر به جا نبوده و جواب نداده است.هنک آزاریا در نقش کارگردان "Deep Throat/در عمق گلو" حضوری سرگرم کننده دارد و اریک رابرتز،وس بنتلی و کلوئه سوینی همگی خیره کننده ظاهر شده اند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Lovelace6.jpgکارگردانان فیلم راب اپستاین و جفری فریدمن هستند و این دومین فیلم بلند این دو مستند ساز است.سابقه این دو فیلم ساز دلیل توجه بیش از حد آن ها به جزئیات را نشان می دهد،در فیلم به تمام جزئیات توجه شده است.فیلم برای خلق فضای دهه 70 صرفا به لباس ها،ترانه ها و مدل موهای عجیب و غریب آن دوره تکیه نمی کند.مستند سازان معمولا علاقه دارند به رویدادها از زوایای مختلف نگاه کنند و این ساختار روایی غیر معمول فیلم را توجیه می کند."Lovelace/لاولیس" با این که هیچ گاه کسل کننده نمی شود اما در ارائه تصویری همه جانبه و عمیق تر از آن چه که می توان درباره لیندا لاولیس در صفحات اینترنت خواند موفق نبوده است.


برچسب‌ها: دانلود فیلم, دانلود سریال, دانلود فیلم جدید, نقد فیلم, دانلود فیلم ایرانی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 0:11 توسط besharatezohour |


کارگردان : James Wan

نویسنده : Leigh Whannell

بازیگران : Patrick Wilson,Rose Byrne,Barbara Hershey

خلاصه داستان : خانواده لمبرت به دنبال کشف راز مرموز دوران کودکی خود بوده که آن ها را به دنیای ارواح برده است و این بار پدر خانواده،جاش،توسط ارواح تسخیر می شود و ...

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/InsidiousChapter2CoverFront.jpg

منتقد:جیمز برادینلی-امتیاز 3.8 از 10 (1.5 از 4)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/InsidiousChapter21.jpg"Insidious:Chapter 2/موذی:قسمت 2" نشان می دهد که علی رغم موفقیت های قبلی او در زمینه سینمای وحشت،جیمز ون بی نقص و مصون از اشتباه نیست.قسمت دوم این فیلم که احتمالا قرار است تبدیل به یک سری فیلم شود را به دلیل موفقیت های اخیر جیمز ون می توان نا امید کننده دانست.می توان گفت "Insidious/موذی" دو سوم یک فیلم کامل و موفق و "The Conjuring/احضار" یک فیلم تماما موفق بود.وجود "Insidious:Chapter 2/موذی:قسمت 2" نه تنها ضروری نبوده بلکه فیلم گناه بزرگی نیز مرتکب شده و آن این که قسمت قبلی خود را بی ارزش کرده است.فیلم نه یک داستان جدید که دقیقا ادامه فیلم قبلی است؛حتی یکی از صحنه های فیلم اول از زاویه ای جداگانه بازسازی شده است،با این حساب فیلم اول دیگر یک فیلم کامل نیست بلکه نیمه دومی به آن اضافه شده که نچسب،کسل کننده و تکراری است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/InsidiousChapter22.jpgهدف اصلی "Insidious:Chapter 2/موذی:قسمت 2" این است که نویسندگان فیلم را از مخمصه ای که در انتهای قسمت اول خود را در آن انداختند نجات دهد.اگر چه بچه،دالتن (تای سیمپکینز) از دنیای سیاه و غریب ماوراء (دنیایی بین مرگ و زندگی) خلاص شد اما واسطه ای (لین شی) که به فرار او کمک کرد مرده و پدر دالتن،جاش (پاتریک ویلسن) با موجود اهریمنی ای که بدنش را در کنترل گرفته درگیر است.همسر جاش،رینی (رز برن) فورا حدس می زند که مشکلی وجود دارد اما وظیفه کند و کاو در گذشته و سر در آوردن از اتفاقات به عهده مادر او،لورین (باربارا هرشی) می افتد.هدف در "Insidious:Chapter 2/موذی:قسمت 2" رها کردن جاش از ماوراء است که این امر مقدار زیادی سکندری خوردن در تاریکی،اتاق ها و دالان های قدیمی و فلش بک های طولانی و بی ربط به همراه دارد.فیلم نه تنها به دلیل ضرب آهنگ ناموزونش کشش زیادی ندارد بلکه صحنه های ترسناک هم خیلی مصنوعی و از سر اجبار در آن قرار گرفته اند.ون که در گذشته تبحر خود را در ایجاد تعلیق های طولانی نشان داده بود،در این جا به ایده های نخ نما و تکراری برای ایجاد ترس متوسل شده و شاهد لحظه های ترسناک ناگهانی با استفاده از پرش موجودات عجیب و غریب جلوی دوربین هستیم،در حالی که موسیقی ناموزون جوزف بیشارا در پس زمینه نواخته می شود.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/InsidiousChapter23.jpgقسمت هایی کش دار در فیلم هست که گویی از جنبه های ماورایی سریال "Twin Peaks/قله های دوقلو" دیوید لینچ و مارک فراست الگو برداری شده اند.دیوهایی هستند که از ماوراء عبور کرده و بدن انسان ها را برای ارتکاب به قتل به تصرف خود در می آورند.قلمرو ترسناکی بین زندگی و مرگ وجود دارد که ممکن است ارواح در دام آن گرفتار شوند.قلمرویی که توسط شیاطین حکم رانی می شود و موجودات عجیبی در آن مقیم هستند.تنها چیزی که کم است کوتوله ها،کیک گیلاس و فنجان های قهوه اند.(اشاره به سریال "Twin Peaks/قله های دوقلو")

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/InsidiousChapter24.jpgعنصری که قسمت اول فیلم را دیدنی و هیجان انگیز می کرد و در قسمت دوم غایب است،در خطر قرار گرفتن کودک بود.تا صحنه آخر قسمت دوم اثری از دالتن نیست.در "Insidious:Chapter 2/موذی:قسمت 2" این پدر است که در خطر قرار دارد؛موضوعی که خواه نا خواه جذابیت قسمت اول را ندارد.فیلم نامه آن طور که شایسته بوده از پس پرداخت شخصیت ها بر نیامده است.(نویسنده فیلم نامه لی ونل است که قسمت اول را نوشته بود) فیلم جاش را تا حد یک سایه ترسان و گریزان تنزل داده است.رینی به حاشیه برده شده و تنها کارش ترسیدن و کیسه بوکس شدن برای جاش تسخیر شده توسط دیو است و در کل بازیگران آن تعهد قسمت اول را ندارند که شاید زیاد هم جای تعجب نداشته باشد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/InsidiousChapter25.jpgون به این موضوع اشاره کرده که "Insidious:Chapter 2/موذی:قسمت 2" ممکن است آخرین فیلم ترسناک او باشد.صرف نظر از این که ون به ساخت این سری ادامه دهد یا نه،استودیو مشخصا قصد ادامه دادن آن را دارد.پایان تعلیق آمیز قسمت اول بیش تر برای تلنگر زدن به مخاطب بود و احتیاجی به دنباله برای آن نبود و در حقیقت یکی از دلایل ناکامی قسمت دوم تلاش برای حل و توجیه این پایان بود.فیلم دوم هم پایانی تعلیق آمیز دارد اما این بار مشخصا طوری طراحی شده که پیش زمینه ای برای قسمت سوم باشد.با توجه به وضعیتی که قسمت دوم داشت به شخصه علاقه ای به تماشای فیلمی جدید از این سری در آینده ای نزدیک ندارم.سینمای وحشت قرار است پر از ترس و تعلیق باشد نه گیج کننده و خواب آور.نکته دل سرد کننده آن است که ون خود به خوبی به این نکته واقف است اما در مورد "Insidious:Chapter 2/موذی:قسمت 2" از انجام آن خودداری کرده است.


برچسب‌ها: اخبار فیلم, فیلم جدید, خبر فیلم, فیلم های جدید, اخبار سینما
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 0:11 توسط besharatezohour |

کارگردان : Alfonso Cuarón

نویسنده : Alfonso Cuarón,Jonás Cuarón

بازیگران : Sandra Bullock,George Clooney,Ed Harris

خلاصه داستان : راین استون (سندرا بولک) و مت کُوالسکی (جرج کلونی) کار خود را در جهت بهبود تلسکوپ هابل در یک پیاده روی فضایی انجام می دهند،اما در همین حین انفجاری باعث سرگردانی آن ها در فضا شده و در ادامه تلاش برای بقا و زندگی و ...

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/GravityCoverFront.jpg

منتقد:جیمز برادینلی-امتیاز 10 از 10 (4 از 4)

حیرت انگیز است!

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity1.jpgاگر قرار بود مدرکی برای نشان دادن ارزش تکنیک سه بعدی در سینما ارائه شود،آن مدرک بی شک فیلم "Gravity/جاذبه" از آلفانزو کوآرون است."Gravity/جاذبه" در کنار فیلم هایی مثل "Avatar/آواتار" و "Hugo/هیگو" (البته جا دارد از "Prometheus/پرومیتیئس" و "Life Of Pi/زندگی پای" هم یاد کنیم)،قدرت تکنیک سه بعدی را در صورت به کار بردن به جا و هوشمندانه به رخ می کشد.جنبه غرق کننده سه بعدی در این جا غیر قابل انکار و از طرفی غیر قابل بیان است.کوآرون قبلا اشاره کرده بود که هدف این فیلم قرار دادن بیننده در کنار شخصیت ها در فضا است که باید گفت به این هدف رسیده است.مشاهده فیلم در سینمای دو بعدی معمولی بدون شک از ارزش آن خواهد کاست و مشاهده آن در خانه از این هم بدتر است.این نقد و امتیاز داده شده به فیلم فقط در مورد نسخه سه بعدی و سینمایی صدق می کند.این راهی است که کوآرون دوست داشته فیلم دیده شود،او فیلم را این گونه تصور کرده،گسترش داده و ساخته است.هالیوود آن قدر از سه بعدی استفاده بیش از حد و سو استفاده کرده که از آن به عنوان راهی برای دوشیدن مشتریان یاد می شود و این نکته که قرار گرفتن آن در دستان کارگردانی کاردان و استفاده درست از آن می تواند بر ارزش یک فیلم بیفزاید برای خیلی ها تعجب آور است."Gravity/جاذبه" تنها یک فیلم نیست؛چیزی دگرگون کننده است و عنصر درونی بودن آن توسط تکنیک سه بعدی تقویت شده است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity2.jpgدوربین کوآرون بلندتر از فیلم نامه او حرف می زند.فیلم با یک نمای بیست دقیقه ای بدون کات (چیزی شبیه آن چه در فیلم "Children Of Men/فرزندان انسان" بود) آغاز می شود که در خلال آن دو شخصیت فیلم،فضانوردان راین استون (سندرا بولک) و مت کُوالسکی (جرج کلونی) کار خود را در جهت بهبود تلسکوپ هابل در یک پیاده روی فضایی انجام می دهند.دوربین شناور می شود،شیرجه می رود و حرکت می کند تا حس بودن در مدار را منتقل کند و زمین بزرگ و زیبا در پس زمینه تصویر می درخشد.سپس حادثه ای غافل گیر کننده و هولناک اتفاق می افتد و راین که از کنترل خارج شده در فضا شروع به پشتک زدن می کند و دوربین به داخل کلاه فضایی او می رود و بیننده از دیدگاه اول شخص می تواند گیجی او را لمس کند.(توجه:اشخاصی که مشکلات سرگیجه دارند ممکن است در این نما به مشکل بر بخورند) کوآرون در سر تا سر فیلم موفق شده بین رابطه دو شخصیت و گستردگی فضا ارتباط ایجاد کند.میزان سه بعدی بودن فیلم هیچ گاه بیش از حد نیست و در همه صحنه ها با دقت و ظرافت خاصی تنظیم شده است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity3.jpgخط داستانی سر راست است و به مشکلات یک زن در حال مبارزه برای بقا می پردازد.اگر چه کلونی و بولک زوج خوبی را تشکیل داده اند اما فیلم آن ها را از هم جدا کرده و با بولک در نبردش با این شرایط سخت همراه می شود.او که در فضا سرگردان شده و تمام ابزارش برای فرار از این شرایط را از دست داده باید با چالش ها و خطرات جدیدی-آتش سوزی،اتمام اکسیژن،نبود سوخت و قطعات ماهواره ای معلق در فضا-دست و پنجه نرم کند در حالی که هدف ظاهرا ساده ای پیش رو دارد؛رفتن به خانه.خانه ای که جلوی چشمان او قرار دارد اما رسیدن به آن کاری بس دشوار است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity4.jpgسطح هیجان فیلم بسیار بالا است.بعد از یک پانزده دقیقه ابتدایی نسبتا آرام و مفرح فیلم به اوج می رود (به جز یک پرده نسبتا آرام در میان فیلم) و اگر چه زمان فیلم تنها یک ساعت و نیم است اما شدت هیجانات آن رمق بیننده را می گیرد.(البته این یک تعریف بود) راین دائما از شرایط بد به شرایط بدتر می رود؛انگار کوآرون او را ابزاری قرار داده تا طبیعت بی رحم قوانین مورفی (قوانینی در زمینه بد شانسی که از نقل قول های آرتور مورفی (مهندس نیروی هوایی و از محققان تئوری هرج و مرج در آمریکا) برداشته شده اند) را به تصویر بکشد.از نظر رعایت واقعیات در زمینه بقا در فضا "Gravity/جاذبه" خوب عمل کرده و در کنار فیلمی مثل "Apollo 13/آپولو 13" قرار می گیرد.در حالی که آن فیلم بر اساس اتفاقات واقعی و این یکی بر اساس تخیل است اما "Gravity/جاذبه" در جزئیات آن قدر خوب و دقیق عمل کرده که حس واقعی بودن را القا می کند."Gravity/جاذبه" را می توان یک فیلم علمی تخیلی واقعی دانست نه یک اپرای فضایی آبکی و خیالی.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity5.jpgبا توجه به کاربرد زیاد جلوه های ویژه کامپیوتری برای شکل دادن به فیلم می توان گفت سهم بولک در فیلم ناچیز است،اما بازی او در این جا را می توان به سادگی بهترین ایفای نقش او تا به حال دانست که از نقش برنده اسکار و اغراق شده او در "The Blind Side/سمت کور" خیلی بهتر است.او در بسیاری صحنه ها مجبور بوده انواع مختلفی از احساسات،از رهایی گرفته تا ناامیدی را بدون دیالوگ و در حالی که دوربین به صورتش نزدیک بوده منتقل کند.نقش از نظر فیزیکی هم طاقت فرسا بوده و شرایط جسمی خوبی را طلب می کرده است.مثل تام هنکس در فیلم "Cast Away/دور افتاده" او در بخش عمده فیلم هم بازی ندارد،اما بر خلاف هنکس او در معرض خطر مرگ قرار دارد.تصور این که بولک برای این ایفای نقش نامزد اسکار نشود غیر ممکن است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity6.jpgجرج کلونی شاید بیش تر به این دلیل انتخاب شده که موفقیت فیلم در گیشه تضمین شود.بینندگانی که به امید دیدن او به تماشای فیلم می روند ناامید خواهند شد،زیرا بعد از گذشت حدود نیم ساعت او از فیلم خارج می شود.او و بولک تنها بازیگرانی هستند که در فیلم جلوی دوربین قرار می گیرند و اد هریس تنها صدا پیشگی کنترل کننده ماموریت را به عهده دارد.("شکست خوردن جزء گزینه ها نیست" دیالوگی است که احتمالا به نقش او در "Apollo 13/آپولو 13" اشاره دارد)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity7.jpgبا عرض معذرت از جرج کلونی باید گفت که هم بازی اصلی بولک محیط فیلم است.تماشای این محیط که تماما توسط کامپیوتر ها خلق شده تجربه ای شگفت آور است.این محیط مثل محیط "Star Wars/جنگ ستارگان" یا "Star Trek/پیشتازان فضا" دور از دسترس و اتو کشیده نیست.این محیط تا حدودی حس بودن در فضا را به بیننده می دهد،این که در سکوت مطلق شناور باشید و زمین را طوری ببینید که از روی زمین به هیچ وجه نمی توانید.عیب و نقص های موجود در سیاره دیگر دیده نمی شوند و خبری از مرزهای سیاسی نیست و آن چه می بینید تنها دریا و خشکی است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity8.jpgسادگی محیط فیلم من را بی اختیار به یاد فیلم "Moon/ماه" انداخت،فیلم دانکن جونز با بازی سم راکول که در حقش خیلی کم لطفی شد.ذهنیت های هر دو فیلم به هم شبیه هستند اگر چه این یکی خیلی حادثه ای تر است و بودجه اش هم به طور قابل توجهی بیش تر است.هر دو فیلم به ایده تنهایی و جدایی در فضا می پردازند.این مسئله ریشه های روان شناختی قدرتمندی دارد که "Gravity/جاذبه" هم مثل "Moon/ماه" به خوبی آن را کند و کاو می کند.با این تفاوت که در این جا جلوه های ویژه قوی تر هستند و ایفای نقش های موجود در فیلم کمک زیادی به خط روایی خوب آن می کنند.به تمام این ها بهترین کاربرد تکنیک سه بعدی تا به حال را هم اضافه کنید تا همه چیز کامل شود.حتما این فیلم را در سینما تماشا کنید،اگر منتظر دیدن آن در خانه بمانید،اگر چه باز هم ارزشش را دارد اما دیگر آن تاثیر قدرتمند را نخواهد داشت.

منتقد:تاد مک کارتی-امتیاز 10 از 10

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity9.jpgبعد از تماشای "Gravity/جاذبه" فورا متوجه می شوید که این واقع گرایانه ترین و موزون ترین فیلمی است که در فضا اتفاق می افتد،"Gravity/جاذبه" یکی از آن داستان های تنازع برای بقای هیجان انگیز و پر از نقاط اوج نفس گیر و غافل گیری های میخکوب کننده است."Gravity/جاذبه" یک فیلم علمی تخیلی به مفهوم رایج آن نیست،در این اولین فیلم بلند آلفانزو کوآرون بعد از هفت سال،نه خبری از بیگانه ها هست،نه نبرد سفینه های فضایی و نه جوامع پاد آرمان شهری،فیلم در زمان 90 دقیقه ای پر هیجانش تلاش یک زن و مرد برای جنگیدن با خشن ترین محیط ممکن را به نحوی ملموس و نزدیک به تصویر می کشد.فیلم ابتدا در جشنواره فیلم ونیس و سپس در تلراید به نمایش در آمد.این فیلمِ محصول کمپانی برادران وارنر هوشمندانه است اما هنری نیست و از نظر درام فیلمی سر راست است اما آن قدر خیره کننده روایت شده که بدون شک به یکی از فیلم های شاخص این گونه تبدیل می شود.کار سه بعدی انجام شده روی فیلم مثال زدنی است و فیلم طوری کار شده که روی آیمکس خوب به نظر برسد و می توان گفت گیشه های جهانی را هدف گرفته است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity10.jpgجرج کلونی در نقش فضانورد با تجربه،مت کُوالسکی در حالی که روی جایگاه خود در مدار دور زمین نشسته و منتظر آغاز ماموریت خود است با لحنی طنز آمیز می گوید:"هوستون،من احساس بدی نسبت به این ماموریت دارم" این لحن طنز گونه لحنی است که تنها برخی بینندگان هنگام تماشای صحنه آغازین سیزده دقیقه ای فیلم و در حالی که چشم هایشان گرد شده با آن موافق خواهند بود.در این صحنه ابتدایی دوربین هماهنگ با شاتل فضایی دائما در حال گردش و چرخش است و مت را می بینیم که با دستگاه متصل به لباسش خارج از کنترل به این سو و آن سو می رود در حالی که دانشمند حاضر در ماموریت راین استون (سندرا بولک) در تلاش است مشکلی که خارج از شاتل ایجاد شده را حل کند.این صحنه مثل این است که مکس افولس (کارگردان آلمانی) را در فضا رها کرده باشید و تداوم بصری آن آن قدر باشکوه است که هم علاقه مندان دو آتشه و هم هواداران عادی را متعجب می کند که "چگونه این کار را کرده اند؟" و آن ها را به بازگشت و تماشای مجدد آن وا می دارد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity11.jpgداستان فیلم که توسط کوآرون و پسرش جونس نوشته شده ساده و سر راست است:چگونه این دو عضو بازمانده از شاتل فضایی معیوب می توانند پیش از اتمام اکسیژن راهی برای بازگشت به زمین پیدا کنند؟کُوالسکی کهنه کار که اولین ماموریتش را در سال 1996 انجام داده رفتاری فروتنانه در قبال همکار تازه کارش استون دارد،"این بالا نابغه هه تویی من فقط اتوبوسو می رونم"،اما شوخی های هوشمندانه او جلوی توانایی های حرفه ای و دانش وسیع او در مورد زنده ماندن در خلاء منجمد فضا را نمی گیرد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity12.jpgقبل از اینکه کوآرون اولین کات فیلم برداری خود را بدهد این اوضاع آشفته با خبر نزدیک شدن یک توده زباله فضایی به آن ها که نتیجه خاموش شدن یکی از ماهواره های روسی است آشفته تر می شود و در کمال تعجب و غافل گیری فضای خالی اطراف آن ها با جریانی از زباله های فلزی پر می شود و تنها خوش شانسی محض است که می تواند این فضانوردان در معرض را نجات دهد.در این قسمت هولناک فیلم سفینه آسیب می بیند و استون به دلیل پاره شدن لوله اتصال دهنده اش به سفینه در فضای بی کران رها می شود.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity13.jpgدر این جا هم مثل قسمت های دیگر فیلم کوآرون با استفاده از ترکیب ذهن و حقیقت بیرونی و همچنین تضاد بین آرامش فضای خالی و ظهور تهدید های ناگهانی،تعلیق و هیجان ایجاد کرده است.آن چه این تعلیق را تقویت کرده تغییر از موسیقی متن الکترونیک و غریب و موثر استیون پریس به سکوت مطلق است؛از صحنه های خشن فیزیکی گرفته تا نماهای بسته صورت استون که می توان بخار نفسش را درون ماسک او دید و تنها صدایی که شنیده می شود صدای نفس های سنگین اوست؛از زیبایی زمین آبی و سبز و آفتاب سوخته گرفته تا تاریکی و اعماق فضای بی کران؛از هیبت ترسناک کیهان گرفته تا وحشت هیچی،از گرمی خورشید سوزان تا انجماد این برزخ ابدی.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity14.jpgاین تضادها چهار چوبی احساسی برای خط روایی ایجاد می کنند.بعد از اینکه کُوالسکی استون را از گم شدن در فضا نجات می دهد در داستان تغییر جهتی غیر منتظره ایجاد می شود.آن ها دست پاچه به دنبال پناه گاه می گردند و چشم کُوالسکی به ایست گاه فضایی روسی در دور دست می افتد که می تواند موقتا و تا زمانی که سفینه ای برای نجاتشان بیاید آن ها را پناه دهد.از طرفی ذخیره اکسیژن آن ها در حال کاهش است و استون فکر می کند به ایست گاه فضایی نمی رسند.غافل گیری هایی در این ایست گاه روسی و همچنین یک سفینه فضایی دیگر در انتظار آن ها است و وقتی استون را بی وزن و در حالی که تنها لباس زیر به تن دارد شناور در هوا می بینیم ناخودآگاه به یاد شخصیت ریپلی با بازی سیگورنی ویور در فیلم " Alien /بیگانه" می افتیم.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity15.jpgاما هیچ هیولایی بیرون نمی پرد تا دندان های ترسناکش را نشان دهد،تنها شرایط ناگوار این محیط است که آن ها را به چالش می کشد و "Gravity/جاذبه" را کنار فیلم هایی مثل "Life Of Pi/زندگی پای" و "All Is Lost/همه چیز از دست رفته" از جی.سی.چندور قرار می دهد که همگی داستان مقاومت قهرمانانه انسان برای زنده ماندن در شرایط دشوار را روایت می کنند.دو فیلم ذکر شده هر دو ناگواری های اقیانوس را به تصویر می کشند و نه فضا،اما در "Gravity/جاذبه" هم که شخصیت هایش درون لباس و ماسک های فضایی پنهان شده اند به نوعی همان حس زیر آب بودن به بیننده دست می دهد با این تفاوت که در فضا دید واضح تر و شفاف تری در دسترس است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity16.jpgهمین دید است که در این جا اهمیت دارد،دیدن فضا طوری که گویی فیلم واقعا در فضا اتفاق افتاده است.دیدن فیلم برای بار اول تجربه سینمایی منحصر به فردی را رقم می زند،زیرا فکر می کنید محل فیلم برداری فیلم واقعا فضا بوده است و با توجه به مدت زمان کوتاه فیلم،بینندگان وسوسه خواهند شد که "Gravity/جاذبه"،این فیلم مثال زدنی کوآرون و همکارانش را برای بار دوم و سوم تجربه کنند.فیلم برداری درخشان فیلم را امنوئل لوبزکی انجام داده که تا کنون (به جز یکی) تمامی فیلم های کوآرون را فیلم برداری کرده است.او موفق شده از حد خود در فیلم های قبلی فراتر برود و تصاویر فوق العاده شفافی که او گرفته در ترکیب با تکنیک سه بعدی طوری از کار در آمده که حس می کنید می توانید در آن ها قدم بزنید و شناور شوید.طراحی تولید اندی نیکلسن بیش تر صرف ساخت سفینه های فضایی شده که به نظر مدت زیادی از آن ها استفاده شده و شبیه ماشین های کار کرده و داغان هستند و جلوه های ویژه فضایی بی همتای تیم وبر اصلا شبیه جلوه های کامپیوتری نیستند و بیش تر به واقعیت می مانند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity17.jpgعلی رغم تمام زیبایی و هیجانی که "Gravity/جاذبه" در خود دارد،در نقطه ای از فیلم،یعنی حدودا زمان گفت و گوی طولانی نهایی بین کُوالسکی و استون،مشخص می شود که فیلم قرار نیست چیزی بیش از این ارایه دهد؛نه چیزی ماورایی،نه فلسفی و نه اشاراتی که دارای معنایی خاص باشند.برای برخی بینندگان این مسئله رضایت بخش است،زیرا از این طریق فیلم از تظاهر و جدی گرفتن بیش از حد خود در امان مانده است.از طرفی خودداری فیلم از پرداختن به این معماهای ابدی و تبدیل شدن به چیزی بیش از یک فیلم هیجان انگیز و درام پر تعلیق،باعث می شود بسیاری دیگر از بینندگان فیلم از آن به عنوان فیلمی بزرگ و نه فوق العاده یاد کنند.پایان فیلم پایانی خوب و پر از تصاویر آرام و پژواک هایی است که به آرامی تغییر می کنند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity18.jpgکلونی هم اعتبار مردانه و هم خوش رویی را در شخصیتش گنجانده است و شخصیتی ارائه داده که هر کسی دوست دارد در زمان تنگنا و سختی در کنار خود داشته باشد.بولک هم در بهترین فیلمی که تا کنون در آن حضور داشته می درخشد و اد هریس که در فیلم از نظر بصری حضور ندارد صدا پیشگی کنترل کننده ماموریت را بر عهده داشته است.


برچسب‌ها: دانلود فیلم, دانلود سریال, دانلود فیلم جدید, نقد فیلم, دانلود فیلم ایرانی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 0:28 توسط besharatezohour |

کارگردان : Cody Cameron,Kris Pearn

نویسنده : John Francis Daley,Jonathan M. Goldstein,Erica Rivinoja

بازیگران : Bill Hader,Anna Faris,Will Forte

خلاصه داستان : فلینت لاکوود سرانجام موفق می شود تا خود را به عنوان یک مخترع نابغه مطرح کند و در شرکت لایو کورپ که جمی از بهترین مخترعان دنیا در آن مشغول به کار هستند،فعالیت کند.اما درست در زمانی که فلینت از وضعیت خود بسیار راضی به نظر می رسد،خبر می رسد که اختراع عجیب او که آب را به غذا تبدیل می کرد،کماکان فعالیت می کند و در حال تبدیل جانورانی جهش یافته به غذا است و ...

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs2FrontCover.jpg

منتقد:پیتر دبروژ-امتیاز 7 از 10

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs21.jpgممکن است خانه و خانواده هایی که بچه هایی دارند که به دلیل احترام به دیگر موجودات زنده از خوردن گوشت خودداری می کنند، با رسیدن انیمیشن « ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی 2» دچار تغییرات شگرفی شوند. این انیمیشن یک ادامه ی سراسر طنز بر کارتون سال 2009 شرکت سونی پیکچرز انیمیشن است که برای هر چیز خوردنی که تصورش را بکنید، جنبه ی انسانی قائل می شود. حالا در فیلم حاضر حتی توت فرنگی ها هم جان دارند، دیگر از موجودات پیوندی مانند "ساندویچ-کروکودیل" یا "هندوانه-فیل" ها که بگذریم. هر چقدر که این موجودات زنده ی غذایی ممکن است دیوانه وار به نظر برسند، ساخت چنین دنباله ی عجیب و غریبی هم به همان اندازه دل و جرأت می خواهد. دنباله ای که می تواند هم در میان کودکان و هم بزرگسالان میخکوب شده بازار خود را داشته باشد و در عین حال فرصت موفقیتی چشم گیر در بازار فروش بین المللی را هم به دست آورد. خیلی بد شد که این طنز هوشمندانه درباره ی غذاهای بی خاصیت تنها به خراب کردن دندان های کودکان راضی نیست و به دنبال دستکاری ذهن آنها نیز هست.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs22.jpgتا زمانی که انیمیشن «اسمارفز» از راه رسید، « ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» نزدیکترین چیز به موفقیت بود که بخش انیمیشن کمپانی سونی پیکچرز تجربه کرده بود. با این حساب، ادامه ی عجیب آن - که در آن باقی مانده های غذایی که توسط مخترع ناامید و فاسد، فلینت لاکوود به صورت ژنتیکی تغییراتی یافته اند، تبدیل به غذا-هیولاهای وحشی ای می شوند که جزیره ی "بجو و قورت بده" را دچار غارت و ویرانی می کنند- در مقایسه با فروش جهانی 125 میلیون دلاری فیلم اول، الهام بخش جذب مخاطبان بیشتری است و در عین حال تعداد غافلگیر کننده ای از شوخی ها و طنز های آن به فیلم اول بازمی گردد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs23.jpgبا توجه به پیش درآمدی که به شکلی سرهم بندی شده سعی می کند نشان دهد در قسمت قبل چه چیزهایی پیش آمده، شاید عاقلانه تر بود که به جای آنکه ادامه ی داستان از جایی که فیلم قبلی تمام شده بود از سر گرفته شود، یک داستان کاملاً مستقل و جدید نوشته شود. با وجود اینکه « ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی » موفق شد پایه گذار رابطه ی احساسی مایل به پیشروی ای باشد که در داستان فرعی میان فلینت ( با صدا پیشگی بیل هیدر) و پدرش (جیمز کاان) صورت می گیرد، در یک نقطه ی مشخص داستان تقریباً کاملاً‌ از خط خود خارج شد، آن هم وقتی خوراکی های غول آسا همه چیز را تحت شعاع قرار می دهند و شخصیت اندی سمبرگ درون یک مرغ غول پیکر در حال کباب شدن گیر می افتد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs24.jpgآنهایی که توسط لطیفه های سبک حسی فیلم های «فروشگاه کوچک وحشت» سرگرم می شدند، خوشحال می شوند که بفهمندد این ادامه که با مسئولیت پاکسازی عظیمی که در برابر مردم شهر قرار گرفته آغاز می شود، همان راه را ادامه می دهد. در عین حال، طرفداران صمیمیت قسمت اول و روش هوشمندانه ی کلی ای که برای مسخره کردن فیلم های سبک فاجعه در پیش گرفته بود، این قسمت را که با وجود مبارزه ی فلینت و دوستانش با جزیره ای تحت تسلط مخلوقات جهش یافته بیشتر شبیه به یک بازسازی تمسخرآمیز و اغراق آمیز از فیلم های «پارک ژوراسیک» به شمار می رود، کمتر مطابق سلیقه ی خود می بینند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs25.jpgفلینت به جای آنکه از این واقعیت که یکی از اختراعاتش نزدیک بود دنیا را ویران کند سرافکنده باشد، به دنبال این است که به عنوان یک مخترع درجه یک شناخته شود. الگوی او، چستر وی (با صداپیشگی ویل فورت) که شخصیتی ترسناک و تا حدی شبیه به استیو جابز دارد، برای منفعت شرکت استثمارگر خود "لایو کورپ" که قصد دارد محصولی به سبک آی فون برای رستوران جدید خود ابداع کند، از خلاقیت دیگران نهایت سؤاستفاده را می کند. قطعاً یک دلال محصولات کشاورزی شبیه به مسئولان شرکت بیولوژی - کشاورزی مونسانتو می توانست تبهکار بهتری از کار در بیاید اما شاید به اندازه ی کافی احمقانه و خنده دار نبود.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs26.jpgچستر وی مشتاقانه به دنبال دستیابی به دستگاه اف.ال.دی.اس.ام.دی.اف.آر (مخففی طولانی برای وسیله ای که او اختراع کرده بود که آب را به غذا تبدیل می کرد) است که فلینت ساخته بود. اف.ال.دی.اس.ام.دی.اف.آر که در انتهای قسمت اول به نظر می آمد از بین رفته است، در واقع پیشرفت کرده و هوشمند تر شده و یک اکوسیستم جامع از "شبه غذا" هایی تولید می کند که به عقیده ی فیلم این حق را دارند که در صلح و امنیت زندگی کنند. چرا؟ چون آنها بسیار جذاب و زیبا هستند و شامل موجوداتی مانند "هیپوتاتاموس" و "میوه نوشیدنی" هم می شوند که تشخیص دادنشان کار بامزه ای است. بله، یک "عنکبوت پنیری" جهش یافته (یک همبرگر غول پیکر که جای پاهایش سیب زمینی سرخ کرده و چندین چشم کنجدی وحشتناک دارد) می تواند شما را بخورد، اما اگر دست از خاراندن پشتش بردارید، می تواند یک حیوان خانگی دوست داشتنی باشد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs27.jpgواقعیت این است که در این دنیای توهم آور هیچ منطقی حکم نمی کند، جایی که فلینت که حالا برای چستر وی و اورانگوتان رئیس مآبش بارب (کریستن شال) کار می کند، بایستی به دنبال دستگاه اف.ال.دی.اس.ام.دی.اف.آر خود بگردد و یک قطعه ی از بین برنده ی سیستم داخل آن وارد کند. کارگردانان فیلم کودی کمرون و کریس پیرن هر دو در گروه داستان نویسی فیلم اول نقش داشتند و با وجود اینکه ادامه ای که ساخته اند نسبت به منبع اصلی احترام زیادی نشان می دهد ( با اختصاص نقش های مهمتر برای تقریباً تمام شخصیت های فرعی، که شامل یک بخش سخنرانی قوی و محکم برای شخصیت فیلمبردار منی (بنجامین برت) می شود) اما اثر فعلی آنها بسیاری از پیام آن فیلم و آنچه کتاب مصور کلاسیک جودی و رون برت در پی بیان آن بودند را زیر پا می گذارد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs28.jpgاگر فیلم اول بدترین شرایطی را که در صورت بازیچه گرفتن طبیعت توسط انسان ها پیش می آمد نشان می داد، قسمت دوم می گوید که جامعه نباید برای از بین بردن نتایج وحشتناک مهندسی ژنتیک، که اینجا به عنوان شکلی ناب از خلاقیت تصویر شده، عجولانه عمل کند. یک صورتک خندان روی یک مارشمالو بگذارید و واضح است که نژاد جدیدی به وجود آورده اید که ارزش نجات دادن دارد. اما سعی کنید مانند چستر وی، آن موجود دوست داشتنی را خرد کنید و آن را به عنوان غذا سرو کنید، آن وقت است که در مقابل چنین رفتار نامردانه و کاپیتالیستی ای حتی مرگ هم سرنوشت مهربانانه ای به نظر می رسد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs29.jpgاستودیوهای فیلمسازی هرگز از چنین انتقاد از خود های پوچ و بی معنی خسته نمی شوند، از اینکه پیام های ضد مصرف گرایانه را داخل فیلم هایی بگنجانند که واضح است طوری طراحی شده اند تا قلمرو کوچکی از محصولات مرتبط را حمایت کنند. حالا این تم داستانی ضد و نقیض را با داستان اخلاقی نسبتاً عاری از خودپرستی که جودی و رون برت در کتاب خود موعظه می کردند مقایسه کنید: در قسمت دوم کتاب کودکانه ی آنها به نام "ترشی ها به سمت پیتزبورگ"، وقتی شخصیت ها با کوهی از باقیمانده ی غذاها مواجه شدند، به پخش آن همه غذا بین جمعیت های گرسنه ی سراسر دنیا اقدام کردند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs210.jpgبا این وجود سازندگان فیلم حاضر هیچ چیز را جز میل به سرگرم کردن ضروری و واجب نمی دانند. هرچقدر هم که دنیایی که خلق کرده اند عجیب و غریب باشد، محصول به بار نشسته ی از هم گسیختگی بخش تخیلات است. در حالی که فیلم قبلی تکنولوژی را جلو می برد تا همه چیز را قابل خوردن گرداند، این فیلم بیشتر از آنکه روی بافت و مفهوم متمرکز باشد به طراحی و نقش خود توجه دارد و انبوهی از شبه غذاهای وحشی و یک محیط سالم و قوی استوایی برای زیستن آنها اختراع می کند ( به اضافه ی شهر خیالی سن فرانخوزه، جایی که مقر فرماندهی بسیار جالب شرکت لایو کورپ در آن قرار دارد) که همه ی اینها به صورت سه بعدی در آمده اند.

آنچه فیلمنامه ی اریکا ریوینوجا، جان فرانسیس دیلی و جاناتان گلدستاین در پرداختن به ارزش غذایی کم دارد، با موجودات غذایی جذاب اش جبران می کند. اگر دلیل دیگری هم نباشد، لحن مسخره و خنده دار فیلم و ریتم دیوانه وار آن برای که انرژی و سرمستی تان حسابی و به سرعت زیاد شود مفید است.


برچسب‌ها: دانلود فیلم, دانلود سریال, دانلود فیلم جدید, نقد فیلم, دانلود فیلم ایرانی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 0:27 توسط besharatezohour |

کارگردان : Brad Furman

نویسنده : Brian Koppelman,David Levien

بازیگران : Ben Affleck,Justin Timberlake,Gemma Arterton

خلاصه داستان : ریچی فرست در بازی پوکر تمام شهریه دانشگاهش را از دست می دهد و هنگامی که متوجه می شود تقلبی در بازی انجام گرفته است،تصمیم می گیرد به کاستاریکا نزد آیوِن بلاک،شخصی که در این ماجرا دست داشته برود و ...

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/RunnerRunnerCoverFront.jpg

منتقد:جیمز برادینلی-امتیاز 5 از 10 (2 از 4)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/RunnerRunner1.jpg"Runner Runner/رانر رانر*" عناصری در خود دارد که اگر به درستی پرورانده و ارائه می شدند می توانستند پایه یک فیلم نوآر (فیلم نوآر (معادل فرانسوی فیلم سیاه) اصطلاحی است که توسط منتقدان فرانسوی ابداع شد تا بتوانند نوع خاصی از فیلم های آمریکایی را که دارای مشخصاتی مانند تیرگی،داشتن دید بد بینانه نسبت به همه چیز و ... بود را تعریف کنند) خوب را تشکیل دهند.اما متاسفانه کارگردان فیلم،برد فُرمن به جای پرداخت شخصیت ها و ایجاد تعلیق،بیش تر به تکان دادن دوربین در صحنه های اکشن (که تعدادشان هم کم است) و بازگو کردن عجولانه داستان علاقه داشته به طوری که فیلم قبل از این که حتی شروع به جالب شدن کند به انتها می رسد.به داستان های فرعی موجود در فیلم تنها مجال کوتاهی برای خود نمایی داده شده و کل فیلم بیش تر شبیه مقدمه و خلاصه یک فیلم بلندتر است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/RunnerRunner2.jpgمی شود گفت این فیلم را قبلا دیده ایم و وقتی نامش "Wall Street/وال استریت" بود فیلم بهتری بود یا از آن هم بهتر زمانی بود که آن را "The Boiler Room/اتاق دیگ بخار" می نامیدند و بن افلک در آن تقریبا همین نقشی که در این جا دارد را ایفا می کرد.داستان را خودتان می دانید:بازیکنی جوان و مغرور در حالی که هنوز توسط استاد فریب کارش در حال آموزش است پا را از حد خود فراتر می گذارد و در دردسر می افتد.در فیلم یک رابطه رمانتیک نصفه و نیمه و کمی هم دخالت پلیس وجود دارد.اما بر خلاف مثلا "Wall Street/وال استریت" در این جا پایان فیلم هم احمقانه و هم ناامید کننده است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/RunnerRunner3.jpgچیز زیادی برای گفتن در مورد "Runner Runner/رانر رانر" وجود ندارد،زیرا فیلم بلند پروازی نیست و سقف آرزوهای کوتاهی دارد.بن افلک این فرصت را پیدا می کند که چند نما را به بازی اغراق شده خود مزین کند که در مهم ترین آن ها به نظر می رسد (بدون این که موفقیت زیادی حاصل کند) سعی دارد ادای الک بالدوین در فیلم "Glengarry Glenn Ross/گلن گری گلن راس" را در بیاورد و در کل تصویر معمول گرگی در لباس میش را ارائه می دهد.جاستین تیمبرلیک جذابیت همیشگی اش را دارد اما هنوز باید منتظر نقشی که در آن بدرخشد بماند.جما آرترتن در آن لباس های زیبا که پاهای کشیده اش را به رخ می کشند ظاهری جذاب پیدا کرده اما در فیلم از او استفاده کمی شده و زمان اندک او مقابل دوربین مجال خود نمایی به رابطه رمانتیک او و تیمبرلیک را نمی دهد.آنتونی مکی هم مثل آرترتن کار زیادی برای انجام دادن نداشته اما لااقل یکی دو دیالوگ خوب از زبان او می شنویم.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/RunnerRunner4.jpg"Runner Runner/رانر رانر" موفق شده از پس کار مشکلی بر بیاید و در حالی که باید فیلمی سرشار از هیجان و تعلیق باشد هیچ هیجانی در آن دیده نمی شود.مشکل کلی فیلم از عجله فُرمن آب می خورد.این امر بدون شک تا حدودی ناشی از فیلم نامه هم هست اما مقصر اصلی را باید کارگردان فیلم دانست.مثلا صحنه ای را در نظر بگیرید که در آن دو تبهکار ریچی فرست (تیمبرلیک) را به زور سوار قایق می کنند.ما نمی دانیم در آن سو چه چیزی در انتظار او است یا این که او اصلا به آن سو می رسد یا نه.او که با پلیس فدرال معامله کرده در حال طرح ریزی راهی است که خود را از مجازات خلاص کند اما آیا آدم بد داستان،آیوِن بلاک (افلک) این را خواهد فهمید یا نه؟حال کارگردان به جای استفاده از این سفر کوتاه با قایق برای ایجاد تعلیق،سریع از روی آن رد شده و پیش از این که این سوال در ذهنمان شکل بگیرد که آیا ریچی در خطر است یا نه،او را از این وضعیت نجات می دهد.این تنها مورد از این دست نیست و موقعیت های از دست رفته ای شبیه این در سر تا سر فیلم به چشم می خورند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/RunnerRunner5.jpgشروع فیلم شروعی قوی است و فرست را در دانشگاه پرینستن در حال تلاش برای گرفتن مدرک فوق لیسانس می بینیم.او برای پرداخت شهریه اش با چند سایت کازینوی آنلاین ارتباط دارد و به ازای هر بازیکنی که به این سایت ها معرفی می کند مبلغی حق الزحمه می گیرد.وقتی خبر این کار به گوش مدیر دانشکده می رسد و جلوی این کار او را می گیرد.فرست که ناامید شده،برای تامین هزینه شصت هزار دلاری شهریه اش،اقدام به بازی پوکر با پس انداز خود می کند و می بازد.او وقتی متوجه می شود در بازی تقلب رخ داده قدمی غیر معمول بر می دارد و برای ملاقات با بلاک که از افراد با نفوذ در قمار آنلاین است به کاستاریکا می رود.فرست موفق می شود در اولین دیدارش با بلاک او را تحت تاثیر قرار دهد و بلاک به این پسر بی پروای اهل نیوجرزی کاری با در آمد هفت رقمی پیشنهاد می کند که مقاومت در برابر آن کار دشواری است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/RunnerRunner6.jpgیکی دیگر از ناکامی های فیلم این است که علی رغم نشان دادن یکی دو چشمه از پشت پرده قمار آنلاین،نتوانسته مثل فیلم "Casino/کازینو" تصویر کاملی از این موضوع ارائه دهد.شاید علت این بوده که فیلم سازان تصور کرده اند با این کار از سرعت سرسام آور فیلم کاسته می شود یا شاید هم به این دلیل بوده که کارشان را بلد نبوده اند.علت هر چه که باشد این یکی دیگر از عواملی است که "Runner Runner/رانر رانر" را به فیلمی پوچ و ناقص تبدیل کرده است.

*ترجمه مستقیم آن شاید دونده دونده باشد،ولی "Runner Runner/رانر رانر" به حالتی در بازی پوکر گفته می شود که دو کارت رو شده در آخر باعث تغییر برنده بازی شود و در واقع این امر حاصل ریسک پذیری و ایستادگی آن بازیکن تا آخرین کارت برای برنده شدن است.بازیکنان فارسی زبان حرفه ای هم از همین اصطلاح "Runner Runner/رانر رانر" برای بیان آن استفاده می کنند.


برچسب‌ها: دانلود فیلم, دانلود سریال, دانلود فیلم با لینک مستقیم, نقد فیلم, بررسی فیلم ها
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت 0:26 توسط besharatezohour |